العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
409
شرح كشف المراد ( فارسى )
طاعت و دورى از معاصى به اينكه تا كسى خواست دست به گناه دراز كند دست او را قطع مىكرد و تا زبان به غيبت گشود زبانش را لال كند و . . . اينهم راه ديگرى براى تقرب به طاعت و دورى از معصيت يا مثلا براى هر انسانى فرشتهاى موكل كند با گرزهاى آتشين كه هميشه بالاى سر او باشند و تا خواست گناه كند با گرز آتش روبرو شود اينهم راه ديگر ، يكى از آن راهها هم نصب امام است پس لطف منحصر به امام نيست تا بتوان گفت معينا بر خداوند نصب امام لازم است . جواب ما : اين فرضهائى كه شما كرديد مربوط به انسانهاى كرهء زمين ما نيست بلكه مال انسانهاى پشت كوه قاف است چون انسانهاى كره زمين نه همهء آنها معصومند و نه مجبورند و نه فرشته غلاظ و شداد بالاى سر آنان است و اصولا بنا نيست كه همه چيز از طريق اعجاز انجام گيرد بلكه حتى الامكان سنت الهى بر اينست كه هر چيزى روال عادى خود را بپيمايد و نسبت به چنين انسانهائى لطف منحصر در نصب امام ( عليه السلام ) است و مصالحى كه در صغراى استدلال گفتيم بدون امام حاصل نمىشود و بر همين اصل است كه مشاهده مىكنيم كه در همه جاى دنيا مردم براى حفظ نظام و جلوگيرى از اختلال آن رهبر انتخاب مىكنند . اشكال سوّم يا صغروى : هنگامى وجود امام ( عليه السلام ) در جامعه لطف است يعنى مقرب به طاعت و مبعد از معصيت است كه متصرف در امور باشد ، حاكم بر مردم باشد ، مطاع باشد ، امر و نهى كند اجراء حدود كند و . . . و گرنه وجود امام بدون تصرفات آن چه مصلحتى دارد ، و فرض اينست كه شما معتقد به لزوم تصرف و حاكميت فعليه نيستيد و مىگوئيد : ممكن است امام موجود باشد و حاضر هم باشد ولى متصرف در امور نباشد و يا حتى غائب باشد